کیفیت اینترنت بهتر شده؛ نارضایتی مردم از محدودیت دسترسی است_دوپلر
[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله دوپلر
«امیر محمدزاده لاجوردی» اکنون چند هنگامی است که یکسالگی حضورش در با اهمیت ترین سازمان زیرمجموعه وزارت ارتباطات، یعنی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی را پشتسر گذاشته است. یقیناً در این که این یکسالگی را جشن گرفته باشد یا نه تردید وجود دارد؛ چون در طول این زمان، حتماً از بمباران نارضایتی کاربران، کارشناسان و کسبوکارها از حالت اینترنت خوشحال نشده است. در این یک سال، انجمن تجارت الکترونیک تهران دو گزارش از حالت اینترنت انتشار کرد و ایران را «قهرمان اینترنت بیکیفیت در جهان» توصیف کرده است. لاجوردی با این که از معدود «مدیران جوان» ارشدی است که سپس از جنگ تحمیلی به دنیا آمده و سن بسیاری ندارد، تلاش کرده است با مطمعنبهنفس با انتقادها روبه رو بشود. سپس از گزارش اول، او به همراه همکاران جوانش در وزارت ارتباطات دست دوستی بهسوی منتقدان دراز کردند و از همکاری برای انتشار کردن گزارشهای بعدی سخن انها گفتند؛ اما وقتی که در گزارش دوم، حالت اینترنت در ایران «خطرناک» گفتن شد، لاجوردی یکتنه با بهکارگیری کلیدواژه «گزارش سیاسی» آن را بیاعتبار خواند.
معاون جاری وزیر ارتباطات و مشاور اسبق زارعپور در مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه علاوه بر اینها، سکاندار پروژه فیبر نوری در این وزارتخانه نیز محسوب میبشود؛ پروژهای که وزارت ارتباطات آن را کلید جهش اینترنت ثابت در سرزمین میداند و اکنون دسترسی بالقوه بیشتر از ۷ میلیون خانوار به اینترنت فیبر نوری را فراهم کرده است؛ هرچند که تا این مدت تمایل چندانی به بالفعلکردن این دسترسی ندارند. لاجوردی میگوید برای تشویق مردم به منفعت گیری از فیبر نوری برنامهای جدی دارند که سپس از نیمه اول سال با نام «برنامه جهش اتصال» رونمایی میبشود.
در ادامه او گفتوگوی دیجیاتو با امیرمحمدزاده لاجوردی را میخوانید.
نزدیک به ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار پوشش فیبر نوری در سرزمین تشکیل شده اما تعداد مشترکان تا این مدت نزدیک به ۵۰۰ هزار عدد است. علت این که مردم آنچنان بهسمت فیبر نرفتهاند، چیست؟
ما خودمان نخواستهایم. باید دقت کرد که این یک پروژه بزرگ است که امکان پذیر ۱۰ سال طول بکشد. اسپانیا با یکسوم وسعت سرزمین ما، در ۲۰۱۳ [چنین پروژهای را] اغاز و در ۲۰۲۳ همه کرد؛ این چنین فیبرکشی در فرانسه و کره جنوبی تقریباً ۹ سال طول کشید. حال ما میخواهیم کار ۱۰ ساله را در ۳ سال انجام دهیم. طی یک سال و نیم اول مقدمات را آماده میکردیم و عملاً ۲ سال و خردهای برای اجرا زمان داریم.
بهعلت فشردهبودن اجرا، در قدم اول تمرکز ما روی پوشش است. به درصد خوبی از پوشش که برسیم، قدم دوم یعنی تحریک تقاضا را با نام «برنامه جهش اتصال» اغاز میکنیم که برای آن ۱۴ عمل را برنامهریزی کردهایم. این چنین در برنامه هفتم گسترش، مقصدگذاری شده است که تا انتهای آن ۲۰ میلیون پوشش فیبر نوری تشکیل بشود.
۲۰ میلیون پوشش مقداری بلندپروزانه بهنظر میرسد.
پوششی که ما جلو میبریم و این ۷ میلیونی که مشاهده میکنید، فقط منازل را در بر میگیرد و کسبوکارها در آن حساب نشدهاند. این مقدار بر پایه آمار خانوار سال ۹۵ بهدست آمده است؛ به این علت اگر منازل را بر پایه آمار تازه بهحساب بیاوریم و کسبوکارها را هم حساب کنیم، این ۲۰ میلیون قابل تحقق است.
به این علت ما در برنامه جهش اتصال میخواهیم تقاضا را تحریک کنیم، مزیتهای نسبی و رقابتی بین ارتباطات ثابت و سیار تشکیل کنیم، فرایند تبدیل مشترکین ADSL به فیبر یا swap را انجام دهیم، ترابردپذیری روی شماره تلفنهای ثابت را انجام دهیم و عمل های متعدد دیگر که تا این مدت اغاز نکردهایم.
یعنی قرار است مشوق داده بشود؟
بله؛ مدل مشوق هم وجود دارد. علاوهبراین، ۱۳ عمل دیگر هم داریم که بتوانیم اتصال را زیاد تر کنیم. ما تا الان دلواپس این که اتصال کم است، نبودهایم؛ چون داخل فرایند تحریک تقاضا نشدهایم. انشاءالله وقتی که داخل این فرایند شویم اتفاقات خوبی رخ خواهد داد.
این برنامه از چه وقتی اغاز میبشود؟
ابتدای نیمه دوم سال، وقتی که پوششهایمان به مرحله خوبی رسید، این برنامه اغاز میبشود.
به 5G بپردازیم؛ اپراتورها ضمانت دارند تا آخر سال، ۱۰ درصد پوشش تشکیل کنند، اما میگویند توان اندوختهگذاری کم است و برخی برندها مشکل لایسنس دارند. در این شرایط، این چنین موضوعی اتفاق میافتد؟
الان در سرزمین بیشتر از هزار سایت 5G فعال است و اگر به نزدیک به ۴ هزار سایت برسیم، این ۱۰ درصد محقق میبشود. به نظر من، اگر اپراتورها تعهدها پروانهای خود را انجام بدهند، این اتفاق میافتد. این تعهدات دستنیافتنی نیست؛ اکنون همه اپراتورها به ما گزارش خواهند داد و برخی پیشرفت زیاد خوب کردهاند.
این چنین باید به این مسئله دقت کرد که فیبر نوری زیربنای 5G است و ربط سایتهای نسل پنجم نیز باید مبتنی بر فیبر باشد – نه تجهیزات رادیویی.
چه برندهایی اکنون 5G را حمایتمیکنند؟
نمیتوان او گفت که یک برند کامل حمایتمیکند؛ اما شیائومی، هواوی، تلفنهای آیفون و برخی مدلهای سامسونگ از 5G حمایتمیکنند. در چند ماه تازه، تعداد مشترکان 5G ما در یک اپراتور از ۵۰۰ هزار نفر به ۸۰۰ هزار نفر رسیده است، چرا که چند مدل خاص سامسونگ فعال شدهاند. بعد باید زیرساخت را آماده کنیم تا بهمحض این که مدلها حمایتکردند، بتوانند از شبکه 5G منفعت گیری کنند. این چنین باید مردم را به منفعت گیری از برندهایی ترغیب کنیم که این قابلیت را حمایتمیکنند.
بستههای طویل مدت اینترنت بازمیگردند؟
سال قبل، تعرفه بستههای اینترنت همراه به خواست اپراتورها افزایش یافت، درحالیکه مردم از این اتفاق ناخشنود بودند. آیا نمیشد از روش دیگر مشکل اندوختهگذاری اپراتورها حل بشود؟
نمیتوان به تعرفه بهصورت صفر و یکی نگاه کرد. نمیتوان فقط به اپراتورها دقت کرد که میگویند حالت زیاد خراب است و هیچ منبعی برای گسترش نداریم. این نگاه درست نیست، چون مصرف افزایش یافته است. نگاه سمت روبه رو هم میگوید که چون مصرف زیاد شده است، بعد درآمد اپراتور زیاد تر شده، به این علت تعرفه نباید زیاد بشود. این نگاه هم درست نیست؛ چون هنگامی مصرف زیاد میبشود، باید شبکه را گسترش دهیم و هزینه نگهداری این شبکه زیاد تر است. زیاد تر خریدهای اپراتورها هم خارجی است. در دولت با پرهیز از نگاه صفر و یکی، تلاش کردیم بهصورت تخصصی و بر مبنای آمار و رقم های تحلیل کنیم.
مسئله دیگر این است که برای اولینبار افزایش تعرفه را در قالب تعهدات پروانهای محقق کردیم. طی ۶ تا ۷ سال قبل، بستههای اپراتورهای سیار ما افزایش تعرفهای نداشتند. این ۳۴ درصد سپس از این زمان رقم خورد و تعهداتی گرفتیم. ما معتقدیم تعهداتی که از اپراتورها گرفتهایم فراتر از افزایش درآمد ناشی از افزایش تعرفه بستهها است.
در شرایطی که نرخها بهشدت افزایش اشکار میکند، لزوم اندوختهگذاری و گسترش شبکه وجود دارد تا عقب نمانیم. ما در حوزه ارتباطات سیار در دنیا میانه هستیم و در حوزه ثابت نیز در انتهای جدول قرار داریم. این مشخص می کند که رویکرد قبل زیاد مناسب نبوده است و باید اصلاح بشود. این را ما نمیگوییم، بلکه آمارهای جهانی این را نشان خواهند داد.
اولین قدم را سمت اپراتورهای سیار برداشتیم. پروژه فیبر هم برای ترقی جایگاهمان در جهان است.
حرف های میشد که در یکی، دو سال تازه و سپس از مسدودشدن برخی پلتفرمها و شدتگرفتن فیلترینگ، افزایش تعرفه برای جبران افت درآمد ناشی از فیلترینگ است؛ این چنین موضوعی صحت دارد؟
این تحلیل کاملاً مردود است. ترافیک شبکه ما، متشکل از داخلی و بینالملل، از ابتدای سال ۱۴۰۲ تقریباً هر ماه رکورد میزد. حتی ترافیک از قبل از مسدودسازی اینستاگرام نیز زیاد تر شد. امکان پذیر برخی بگویند ترافیک داخلی که همهبها نیست، به این علت جبران نمیکند. مسئله آنکه زیاد تر ترافیک اپراتورهای ثابت ما بینالملل است. در بین همه اپراتورها هم درصد بسیاری از ترافیک داخل بهصورت همهبها در قالب حق اشتراک محاسبه میبشود؛ به این علت این فکر هم نادرست است. صورتهای مالی اپراتورها هم نشاندهنده این نوشته است.
افزایش تعرفه در دیماه ۱۴۰۲ و رکورد ترافیک سرزمین در خردادماه ۱۴۰۲ اتفاق افتاد. مقصد افزایش تعرفه فقط و فقط گسترش شبکه و درنتیجه خورسندی مردم می بود.
زمان افزایش تعرفه، بستههای طویل مدت اضافه شدند و بعد از مدتی، بهعلت افزایش تعرفه بیشتر از حد مجاز ۳۴ درصد، حذف شدند؛ چه اتفاقی افتاد؟
ما بستههای طویل مدت را بنابر خواست برخی کاربرها تعریف کرده بودیم، اما یکسری ابهامات نقل شد مبنی بر این که افزایش قیمت این بستهها نسبت به بستههای حذفشده قبلی بیشتر از ۳۴ درصد است. اگر این بستهها حذف نمیشدند، قیمتشان در چهارچوب دیگر بستهها همان ۳۴ درصد گران شده می بود. برای این که این ابهام از بین بردن بشود، آنها را کنار گذاشتیم.
از طرفی، در فرایند اصلاح الگوی مصرف اینترنت هستیم و میخواهیم مردم را به منفعت گیری از اینترنت ثابت سوق دهیم؛ به این علت تعریف بستههای طویل مدت با هزینه کم با آن مدلی که بهسراغ تحریک تقاضا اینترنت ثابت میرویم، میتواند در تضاد باشد. تا این مدت به جمعبندی نرسیدهایم که آیا تعریف بسته طویل مدت با قیمت پایین به این قسمت صدمه میزند یا خیر.
نزدیک به چهار یا پنج ماه قبل است. چه زمان تصمیم نهایی گرفته میبشود؟
اکنون رویکردمان به این نزدیک است که احتمالا اگر این بستهها را سمت سرویسهای ثابت تعریف کنیم، بهتر باشد.
فکر میکنید نتیجه چه وقتی اشکار بشود؟
وقتی که برنامه جهش اتصال را اغاز کنیم باید در این مورد به جمعبندی رسیده باشیم.
پهنای باند بینالملل: ۱۰.۵ ترابیت بر ثانیه
در رابطه پهنای باند ورودی به سرزمین خبررسانی دقیقی انجام نمیبشود؛ علت چیست؟
آمار پهنای باند انتشار میبشود. در سالنامه ۱۴۰۱ که در سایت سازمان وجود دارد، این مقدار اشکار است. سالنامه ۱۴۰۲ هم بهزودی انتشار میبشود که عدد پهنای باند در آن ذکر شده است. اما من الان عدد آن را صراحتاً ذکر میکنم؛ در ابتدای دولت سیزدهم، پهنای باند اینترنت ۵.۸ ترابیت بر ثانیه می بود که در این لحظه نزدیک به ۱۰.۵ ترابیت بر ثانیه است.
از آن زمان نزدیک به ۸۰ درصد به این مقدار افزوده شده و تا چند ماه دیگر ۲ برابر میبشود؛ به این علت این ادعا که پهنای باند افزایش اشکار نکرده، مردود است. از ابتدای تاریخ حوزه ارتباطات تا ابتدای دولت، ۵.۸ ترابیت بر ثانیه می بود و در دوره این دولت، ۱۰.۵ ترابیت بر ثانیه شده است.
فکر نمیکنید پیشازاین برای اظهار این عدد سختگیری وجود داشت؟ من در جلسهای از شما درمورد این عدد سوال کردم و گفتید منعی برای اظهار وجود ندارد؛ اما عددی نگفتید.
من سپس از جلسه پافشاری کردم که در سالنامه ذکر میبشود. سالنامه ۱۴۰۱ را که انتشار کردیم، در آن ذکر شده می بود.
گزارشهای فصلی و سالانه چطور؟ به نظر شما، آیا با تأخیر انتشار نمیشوند؟
قبلاً هم اتفاق افتاده است که گزارش فصلی با ۹ تا ۱۰ ماه تأخیر انتشار شده؛ به این علت شگفت نیست. اخیراً گزارش فصلی تابستان و پاییز ۱۴۰۲ را انتشار کردیم که قسمت فیبر و سایتهای 5G را در آن اضافه کردیم. روی اضافهکردن شاخصهای کیفیت شبکه هم کار کردیم اما نرسیدیم آنها را اضافه کنیم. امیدوارم در فصلنامه زمستان ۱۴۰۲ این اتفاق بیفتد.
مردم چرا از اینترنت راضی نیستند؟
بهخصوص در یکی، دو سال تازه که منفعت گیری از فیلترشکنها زیاد تر شده، نارضایتی از کیفیت اینترنت افزایش یافته است. از طرفی، نهاد در دسترس مردم و رسانهها درواقع وزارت ارتباطات است که تکلیفش با فیلترینگ اشکار نیست. اساساً قبول دارید که در اینترنت سرزمین اختلال وجود دارد؟
باید تعریفمان از اختلال را اشکار کنیم. کیفیت سرویس (Quality of Service) و کیفیت توانایی (Quality of Experience) را باید تفکیک کنیم. در کیفیت سرویس، شاخصهایی همانند Packet Loss، Jitter و RTT را بازدید میکنیم. در این شاخصها هر سال بهتر شدهایم.
بعد چرا مردم این چنین حسی ندارند؟
این به کیفیت توانایی مردم بازمیگردد. در کیفیت سرویس برای مثالً میسنجیم که چه مقدار طول میکشد تا بستهای (Packet) ارسال یا دریافت بشود،. آنچه که مردم حس میکنند توانایی کاربری است. برای مثالً مردم میخواهند به سکویی بروند و میبینند سکو مسدود شده است. این سرویس میتواند اینستاگرام، واتساپ و فیلترشکن باشد.
ملزوم است به پلتفرمهای مسدودشده، دلایل مسدودیت، این که باید باز بشود یا خیر، پرداخته بشود.
بعد قبول دارید که فیلترینگ بر توانایی کاربری تاثییر میگذارد؟
این حس کاربر است؛ میگوید من میخواهم به چیزی دسترسی داشته باشم و بسته است. این بستهبودن میتواند هر سرویسی باشد. حس نارضایتی مردم مربوط به این نوشته است. اکنون روی این Stackها، سرویسهای گوناگون است؛ یک stack کیفیت سرویس است، یک stack لایه اپلیکیشن همانند اینستاگرام و واتساپ است و… .
این لایه همان لایهای است که زیاد تر مردم را اذیت میکند. بهگفتن معاون وزیر ارتباطات و رئیس رگولاتوری، نظرتان در رابطه این عامل اثرگذار چیست؟ باید چهکاری انجام بشود؟ آیا در کمیته فیلترینگ کاری برای از بین بردن فیلتر پلتفرمهایی همانند یوتوب و گوگلپلی انجام شده است؟
در مصادیقی که شما گفتن کردید (همانند اینستاگرام، واتساپ و گوگلپلی)، فقط در رابطه مسدودسازی گوگلپلی در کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تصمیمگیری شده است. دیگر موارد جای فرد دیگر تصمیمگیری شده است.
یعنی اگر توییتر یا یوتوب بخواهد از بین بردن فیلتر بشود باید از طریق فرد دیگر عمل بشود؟
یوتوب مربوط به قبل است و امکان نقلکردنش در کمیته وجود دارد. سال قبل که وزارت ارتباطات آن را در کمیته نقل کرد، در موردش دغدغههایی وجود داشت. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که همیشه نقل میکنیم این است که NGOها، قسمت خصوصی و انجمنها بهصورت تخصصی روی اینها سخن بگویید کنند؛ این قضیه میتواند روی تصمیمها تأثیر بگذارد. برای مثالً این که بستن گوگلپلی چه مزایا و معایبی دارد. چون برخیها اعتقاد دارند که بنابر دلایلی باید مسدود باشد و برخی خیر.
شما چه فکری میکنید؟
دلایل مختلفی دارد؛ برای مثالً میگوییم بهروزرسانی کاربران مهم است.
دلایل را کنار بگذاریم؛ نظر شما چیست؟
نمیبشود صفر و یکی نگاه کرد؛ باید روی آن او گفت و گو کرد.
بالاخره وزارت ارتباطات در کمیته یک رأی دارد.
وزیر محترم چندین دفعه در رابطه گوگلپلی نظرشان را حرف هایاند.
بله حرف هایاند. در رابطه توییتر و یوتوب چطور؟
بازهم صفر و یکی نمیبشود.
اما رأی یا صفر است یا یک.
باید دلایل را نقل کنیم و ببینیم چرا باید این کار انجام بشود؛ این چنین موارد فرد دیگر وجود داشت که در دولت قبل از کارگروه خارج شد.
یقیناً برای مردم زیاد اهمیتی ندارد که چه وقتی این اتفاق افتاده است.
هنگامی موضوعی از مسیر کارگروه تعیین مصادیق خارج میبشود و مسدودسازی به شیوه فرد دیگر انجام میگردد، احتمالا از بین بردن انسداد آن به این راحتی نباشد.
چه موردی را میگویید؟
تلگرام که دادگاه رأی به فیلترش داد. هنگامی یک جایگاه قانونی را به مرحلهای میرسانیم که از مطرح موضوعات در آن جایگاه جلوگیری کنیم – قضیهای که در دوره قبل اتفاق افتاد – برگشت به آن جایگاه آسان نیست.
امکان پذیر شفافتر توضیح دهید؛ یعنی فیلترشدن تلگرام در آن زمان در کمیته نقل نشد و سپس از آن دادگاه رأی داد؟
در کارگروه در کارگروه رأی نیاورد.
هنگامی رأی نیاورد، بعد مشکل چیست؟
رأی نیاورد چون نقل نشد. آبستراکسیون انجام میبشود و به روشای کار جلو میرود که ناچار باشند از جای فرد دیگر این کار را انجام بدهند. نظر ما این است که همه این مسائل در کمیته تعیین مصادیق، قابل مطرح و پیگیری باشد؛ همان گونه که تا الان گوگلپلی سه بار به کمیته رفته است. یقیناً بار آخر جای مذاکره دارد و به مرحلهای رسیده که قابل او گفت و گو است.
یعنی میگویید بازدید فیلترشدن و از بین بردن فیلتر پلتفرمها و سایتها باید در کارگروه بازدید بشود؟
خوبی کارگروه تعیین مصادیق این است که ۱۲+۱ عضو دارد و در رابطه معایب و مزایای موارد گوناگون کار کارشناسی میبشود و فرایند بازبینی سادهتر است. برای مثالً انتهای سال ۱۴۰۱، تعداد بسیاری سایت که کارگروه رأی به بستهشدن آنها داده می بود، از بین بردن فیلتر شد.
پلتفرمهایی همانند اینستاگرام و واتساپ که از آنجا فیلتر نشدند چه؟
اینها هم باید در سطوح فرد دیگر نقل بشود. حتی کارگروه تعیین مصادیق میتواند با مطرح دلایل کارشناسی، نظر مشورتی دهد که بهتر است پلتفرمی باز بشود. این مسیر بسته نیست اما نظر ما این است این قضیه از مسیر کارگروه جلو برود.
چرا کارکرد کارگروه شفاف نیست؟
این را باید از دبیرخانه کارگروه سوال کنید.
برای همین غیرشفاف است؛ اشکار نیست که دبیرخانه چهفردی است و کجاست؟
دبیرخانه کارگروه در دادستانی است.
قبول دارید یک مقدار فرایندها اشکار نیست؟
با شما موافقم که باید شفافش کنیم.
آیا دولت کاری برای شفافیت کرده است؟ آقای زارعپور انها گفتند از بین بردن فیلتر گوگلپلی رد شده است اما نگفتند چهفردی ناموافق است.
دبیرخانه باید مذاکرات کارگروه و رأیها را پیگیری کند و شفافیت ملزوم در چهارچوب قوانین و مقررات انجام بشود، ولی رأی وزارت ارتباطات در این حوزه اشکار است و آقای وزیر صراحتاً در این مورد سخن بگویید کردهاند. یکی از موضوعات که چندین دفعه پیگیری کردهایم و درواقع مطالبهمان است، بازگشایی سامانه internet.ir است که سپس از هک بالا نیامده.
آیا همه اعضای کارگروه وزن یکسانی دارند؟ در دولت قبل ۸ نفر از اعضای کارگروه برای از بین بردن فیلتر توییتر نامهای نوشتند اما دادستانی شدیداً مخالفت کرد؛ بهنظر میرسد که اکثریت زیاد مهم نیست.
مصداق توییتر باید بازدید بشود. گمان میزنم اما یقین نیستم که توییتر احتمالا از آن مسیر مسدود نشده باشد.
سازوکارش چیست؟ چه مواردی از آن مسیر فیلتر خواهد شد و چه مواردی از سمت مراجع دیگر؟
متفاوت است؛ یعنی اگر بگوییم قاعده و ساختار مشخصی وجود دارد که فقط از دبیرخانه کارگروه انجام بشود، لزوماً اینطور نیست. اما سازوکارها هم در قانون است و هم باید از دبیرخانه پیگیری کرد. برخی سؤالات را باید از دبیرخانه کارگروه سوال کرد. اکنون دولت ۶ رأی دارد و برای تصویب هر موضوعی رأی اکثریت ملزوم است.
بهطور کلی، از ابتدای دولت محدودیت در اینترنت سرزمین زیاد تر شده است یا کمتر؟
برای مثالً اینستاگرام قبل از مسدودسازی بهتنهایی ۵۵ درصد ترافیک بینالملل را داشت و واتساپ ۱۰ درصد. هنگامی این حجم ترافیک مسدود میبشود، قطعاً تأثیر میگذارد. باید ببینیم شاخص چیست؛ شاخص حجم ترافیک است یا تعداد سرویس و اپلیکیشن. آشکار است که تعداد سرویسها و پلتفرمهایی که مسدود شدهاند در این دولت کمتر از دولت قبل بوده، ولی از لحاظ حجم ترافیک متفاوت است.
یقیناً مسئلهای که وجود دارد این است ترافیک داخلی در یک سال و نیم قبل ۳ برابر شده است.

ترکیب ترافیک داخلی و بینالملل چطور است؟
تقریباً ۵۰-۵۰ هستیم. برخی هفتهها داخلی زیاد تر میبشود و برخی هفتهها برعکس. ابتدای دولت نزدیک به ۲۵ درصد داخلی می بود.
قرار است این ترکیب ۷۰-۳۰ بشود؟
در سند معماری مطرح کلان شبکه ملی اطلاعات آمده است که اراعه خدمات پایه کاربردی با سهم ترافیک ۷۰ به ۳۰ نسبت به خدمات پایه کاربردی خارجی اراعه بشود. تحقق سهم ۷۰ درصدی خدمات محتوای داخلی نیز بهگفتن اهداف در این سند قید شده است.
سهم ۵۰-۵۰ با VODهای داخل سرزمین و مطلبرسانهایی همانند ایتا و روبیکا که ترافیکشان با ترافیک سکوهای خارجی رقابت میکند، محقق شده است.
بهتر نیست با کارشناسان و متخصصینی که معتقد به وجود اختلال در اینترنت می باشند زیاد تر سخن بگویید بشود تا نقدهایشان را نقل کنند؟
وزارت ارتباطات جلسات بسیاری در سطوح گوناگون گذاشته است.
سپس از گزارش اول انجمن تجارت الکترونیک در رابطه حالت اینترنت، جلسهای با تدوینکنندگان برگزار شد، اما سپس از گزارش دوم نه.
من خط به خط گزارش دوم را خواندم نقد کردم و جواب دادم. به نظر من برخلاف گزارش اول، گزارش دوم سیاسی می بود تا فنی؛ یقیناً گزارش اول هم عاری از اشتباه و نادرست نبوده است؛ به این علت ما نظر دادیم که قبل از انتشار کردن گزارش دوم، کار کارشناسی انجام دهیم و او گفت و گو علمی کنیم. متأسفانه با وجود اظهار آمادگی وزارت ارتباطات، این اتفاق رخ نداد. حتی در جلسه اول صراحتاً اظهار کرده بودیم که با شراکت یکدیگر این کار را انجام دهیم.
گزارش دوم بهسمت سیاسیشدن رفت و خبر ناصحیح در آن وجود دارد. اگر ملزوم باشد، صفحه به صفحه قابل نقد است، چون روالی که قرار گذاشته بودیم رخ نداد و صلاح ندانستیم که بیشازحد برای گزارش دوم زمان بگذاریم.
آمار منفعت گیری از فیلترشکن را دارید؟
برای جمعآوری داده در این مورد میتوان از روش فنی یا نظرسنجی منفعت گیری کرد.
کمیسیون صنایع مجلس حرف های می بود که ۶۴ درصد مردم از فیلترشکن منفعت گیری میکنند. این عدد را قبول دارید؟
این بر پایه نظرسنجی می بود. در مصرف فیلترشکن میتوان بر پایه تعداد منفعت گیریکنندگان، تلاش برای منفعت گیری و حجم ترافیک حالت را سنجید. میتوان روی آن او گفت و گو کرد.
شما هرکدام از این شاخصها را میدانید؟
نظرسنجی داریم؛ اطلاعات فنی هم داریم و قابل انجام است.
قابل انجام است ولی تا این مدت انجام نشده؟
انجام شده است و به نظر من، میتواند انتشار بشود.
چطور؟
از راه حلهای گوناگون. به نظرم وزارت ارتباطات میتواند نظر تخصصی خود را اراعه دهد. نهادهایی هم می باشند که نظرسنجی میکنند. این چنین میتوان درگیری کاربر (User Engagement) را سنجید که چه مقدار از وقتش را برای منفعت گیری از VPN صرف میکند.
چرا تا بحال انتشار نشده است؟
میتوان روی آن کار کرد؛ اما باید دقیقش کرد. هنگامی میخواهیم آماری را انتشار کنیم، باید متقن باشد. الان احتمالا نتوانیم آمار دقیقی اراعه دهیم، اما قابل تقریبزدن است. برخی پروتکلهای فیلترشکن اشکار است اما برخی از آنها همانند به حرکت عادی شبکه است؛ به این علت اندازه دقیق آن قابل اندازهگیری نیست. برای این قضیه از یک سری راه حلهای اکتشافی منفعت گیری میبشود.
در بینزمان یا مختصرزمان قصدی برای انتشار کردن این آمار وجود دارد؟
اگر بتوانیم متقن و دقیقش کنیم، منتشرش میکنیم.
به قطعی اینترنت در آبانماه ۹۸ بپردازیم. دولت قبل میگوید این قضیه در اختیار دولت نبوده است و دولت سیزدهم به این افتخار میکند که سال ۱۴۰۱ اینترنت را بهطور کامل قطع نکرد. نظرتان در رابطه موضع دولت قبل چیست؟
قبلاً هم اظهار کردهاند که قطعی آبانماه به دستور شورای امنیت سرزمین انجام شد. اولاً رئیس این شورا یا رئیسجمهور است یا طبق معمولً وزیر محترم سرزمین؛ به این علت تصمیم قطعی آبان ۹۸ و عدم قطع آن در سال ۱۴۰۱ با دولت بوده است.
این چنین احتمالا یکی از دلایل این می بود که در سال ۱۴۰۱ و در رابطه کنکور، شخص وزیر با وجود در جلسات، دلایل را نقل کردند تا اعضا اقناع شوند. این علتشد که هم در سال ۱۴۰۱ قطعی اینترنت رخ ندهد و هم در کنکور. آقای وزیر مثالهایی در جلسه نشان دادند که با قطع اینترنت هم امکان تقلب در کنکور وجود دارد، ریاست محترم جمهور هم حمایتکردند و جلوی قطع اینترنت گرفته شد؛ به این علت دولت و وزارت ارتباطات تلاش کرد این ادراک را تشکیل کند که لزومی بر قطع اینترنت سرزمین برای فراهم امنیت کنکور یا سرزمین در شرایط خاص نیست.
دو سالی است که هکها و حملات سایبری شدت یافته. فکری برای بهبود این حالت شده است؟
تقسیم کار حوزه امنیت مربوط به سال ۹۶ است که توسط شورای عالی فضای مجازی انجام شده. بهنظر میرسد این تقسیم کار و راهبرد ما در حوزه امنیت سایبری نیاز به بازنگری اساسی مشابه با حالت سرزمین دارد. هم شورای عالی فضای مجازی هم دبیرخانه آن در مرکز ملی باید روی تقسیم کار و نگاشت نهادی تجدیدنظر کند.
این چنین در حوزه آموزش هم باید اندوختهگذاری بشود. در حوزه اشتراک دانش و خبررسانی نیز باید کار کرد. حملات سایبری بسیاری در سرزمین رخ داده ولی جزئیات حملات و شیوه نفوذ بهندرت انتشار شده است؛ درصورتیکه حتماً باید انتشار و اطلاعات به اشتراک گذاشته بشود که دو دستگاه از یک مسیر مورد نفوذ قرار نگیرند.
چرا دستگاهها تبعیت نمیکنند؟
دستگاهها هم دلایل خودشان را نقل میکنند؛ او گفت و گوهای نیروی انسانی و هزینه آن و تجهیزات را نقل میکنند که در نگه داری و ترقی امنیت تأثیر دارد.
در رابطه شاخص IDI که اتحادیه بینالمللی مخابرات انتشار کرد سخن بگویید کنیم. ITU میاو گفت رتبهبندی کشورها گمراهکننده است اما وزارت ارتباطات میاو گفت رتبه ما بهتر شده است.
صرف قیاس را رد نکرده؛ گفتن شده است که در یک منطقه یا یک دسته درآمدی میتوان قیاس کرد. برای مثالً در کشوری که سرانه درآمدی کمتر باشد امکان پذیر گسترش کمتر باشد یا برعکس. برای مثالً اگر جمهوری اسلامی ایران را بازدید کنید، در بازه درآمدی متوسط روبهپایین، اگر با بازههای درآمدی متوسط به بالا قیاس کنید امکان پذیر قیاس ناعادلانهای باشد. اما میبینیم که وضعیتمان نسبت به کشورهایی که حالت درآمدیشان بهتر است نیز مناسبتر است. نمیتوانیم کشورمان را با کشورهایی که سرانه درآمدی پایینی دارند قیاس کنیم؛ چون درآمدشان پایین است و گسترش در آنجا امکان پذیر کمتر باشد. بازهم اگر ما را با ردههای بالا و دسته خودمان قیاس کنیم، جایگاهمان در جهان مناسب است.
علاوهبراین، آمار حاضر بر پایه دیماه ۹۹ تا دیماه ۱۴۰۰ است که تقریباً یکسوم آن در همین دولت است. ما در این زمان شاخصهای پیشرفتی خوبی داشتهایم؛ به این علت اینگونه نیست که فقطً آمار دولت قبل باشد و بخشی از آمار در دولت جاری است.
دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار
[ad_2]
منبع