بحران ساخت‌وساز خودرو در اروپا: چرا گіган‌های صنعت در آستانه‌ی تعطیلی کارخانه‌ها قرار گرفتند؟

صنعت خودروسازی اروپا

صنعت خودروسازی قاره کهنه، ستون فقره اقتصاد اروپا، اکنون در أسفل یک طوفان کامل گیر افتاده است. طبق تحلیلی که اخیراً توسط آژانس خبری بلومبرگ منتشر شده، تشدید ناگهانی مقررات زیست‌محیطی و استانداردهای انتشار آلاینده توسط اتحادیه اروپا، موتور پیشرفت این صنعت را خاموش کرده و سایه‌ی نابودی بر سر کارخانه‌های بزرگ افکنده است.

ظرفیت تولید نیمه شده: آمار وحشتناک پنج گیگان اروپا

گزارش بلومبرگ تصویر تلخی از وضعیت فعلی ترسیم می‌کند. پنج قدرت برتر شامل بی‌ام‌و، مرسدس‌بنز، استلانتیس، رنو و فولکس‌واگن در سال گذشته تنها parven به استفاده از نیمی از ظرفیت نصب شده خود بوده‌اند. این بی‌سابقه‌ترین افت در تاریخ معاصر خودروسازی اروپا محسوب می‌شود و ناقوس خطر را برای اقتصاد کل قاره سبز به صدا در آورده است.

پایین آمدن خط تولید تنها بخش اول ماجراست. چالش دوم، کم‌رنگی تقاضا است. فروش خودروی نو در اروپا پس از پایان همه‌گیری کرونا، هرگز به سطح روزگار پیش از پاندمی بازنگشت. برآوردها حاکی از آن است که سالانه حدود سه میلیون واحد کمتر از دوره طلایی قبل از ویروس، در بازار اروپایی به فروش می‌رسد. این شکاف عرضه و تقاضا، مستقیم‌ترین ضربه را به зайده‌های کارخانه‌ها وارد کرده و موج اخراج‌های گسترده نیروی کار را در پیش گرفته است.

[[OAR_MEDIA_1]]

جنگ بقا در بازار کوچک‌شده و تهدید بستن کارخانه‌ها

«ماتیاس اشمیت»، تحلیل‌گر ارشد بازار خودرو در قاره اروپا، در گفتگو با بلومبرگ هشدار داد: بازی در یک زمین بازی که هر روز کوچک‌تر می‌شود، márج سود را به صفر می‌رساند. او تأکید کرد که خودروسازان اروپایی در حال حاضر درگیر یک رقابت خیرین برای capturar سهمی از کیک کوچک‌تر شده‌اند، وضعیتی که اگر تداوم یابد، تعطیلی فیزیکی خطوط مونتاژ را ناگزیر می‌سازد.

نخستین قربانی‌های این جنگ، کارخانه‌های المانی هستند. فولکس‌واگن، گِردان بزرگ‌ترین خودروساز جهان، به طور جدی در حال بازبینی و برنامه‌ریزی برای بستن کارخانه‌های داخلی خود در آلمان است. در هم‌زمان، بی‌ام‌و با افت شدید فروش در بازار حیاتی چین روبروست که جدای از کاهش درآمد، برنامه‌های سرمایه‌گذاری آینده را نیز در مخاطره قرار داده است.

دوران سه‌گانه: انرژی، کار و لجستیک

بحران تنها ریشه در تقاضا یا قوانین ندارد. یک سه‌گانه فتاک فشارها را تشدید کرده:

  • هزینه‌های انرژی: با افزایش قیمت گاز و برق در اروپا، هزینه تولید هر واحد خودرو به سقف‌های تاریخی رسیده است.
  • کمبود نیروی متخصص: یافتن کارفرما و مهندس ماهر برای خطوط تولید پیشرفته، به چالش بزرگ مدیریت منابع انسانی بدل شده است.
  • زنجیره تأمین: نوسانات قیمت مواد اولیه و قطعات، پیش‌بینی مالی را غیرممکن ساخته است.

نتیجه‌گیری نهایی شفاف است: اگر بروکسل و دولت‌های عضو União Europäischen نقشی از انعطاف‌پذیری در اجرای استانداردهای یورو ۷ و زمان‌بندی برقی‌سازی خود نشان ندهند، اروپا نه تنها بازده تکنولوژیک خود در برابر رقبان چینی و آمریکایی را از دست می‌دهد، بلکه با یک بحران بیکاری ساختاری و ویرانی پایتخت‌های صنعتی خود روبرو خواهد شد.