۱۰. مفیستو؛ پرنس جهنم و گمشدهترین پازل فاز ۴
از زمان اکران اوندیوارس اندیم نام مفیستو به عنوان یک وسواس جمعی در میان هواداران مارول تبدیل شده است. اگرچه در سریالهایی مانند وانداویژن یا لوکی انتظار میرفت از حاشیه به مرکز صحنه بیاید، اما همچنان غایب مانده است. این شیطان کلاسیک مارول سابقه درگیریهای سنگین با ابرقهرمانان دارد و میتواند به عنوان یک تهدید فراجاهانی عمل کند. حضور او در دنیای چندجهانه که ددپول و ولورین در آن گم شدهاند، نه تنها منطقی است، بلکه میتواند پذیرای طنزهای متافیزیکی و ارجاعهای هوشمندانه به های هواداران باشد.
۹. گرین گابلین؛ آینهی کمدی برای مرد عنکبوتی
ددپول عاشق سبایدرمن است و این واقعیت را هر لحظه یادآوری میکند. معرفی نورمن ازبرن با بازی مجدد ویلیام دفو، فرصت طلایی برای ساختن جوکهای فراسینمایی است. تصور کنید ددپول با دیدن گابلین بلافاصله منتظر ورود پیتر پارکر میشود یا به طنز از رقص گابلین در فیلم اول سام ریمی میگذرد. این تعامل، پل ارتباطی ایدهآل بین جهان ایکس-من و سینمای سبایدرمن سونی/مارول خواهد بود.
۸. موربیوس؛ قربانی بدترین نقدها، هدف بهترین طنزها
فیلم موربیوس با وجود بازی جرد لتو، نماد شکست سینمایی در سالهای اخیر شد. اما دنیای ددپول جایی است که بدی شدن، فضیلت محسوب میشود. اگر مارول شجاعت بیاورد تا یک نسخه مولتیورس از دکتر مایکل موربیوس را معرفی کند که خود فیلمش را مسخره میکند، یکی از خاطرهانگیزترین لحظات سینمایی خلق خواهد شد. این حرکت، قدرت خودآگاهیچیز را به نمایش میگذارد.
۷. کانگ فاتح؛ شروری که نباید فراموش شود
با وجود مشکلات حقوقی بازیگر جاناتان میجرز، سرنوشت کانگ در امسییو در هاله ابهام قرار دارد. با این حال، تریلرهای ددپول و ولورین حضور تیویای (سازمان نظارت بر تنوع زمانی) را تایید کردهاند؛ نهادی که توسط یک نوع کانگ (آنکه باقی میماند) تأسیس شده. معرفی یک تازه از کانگ در این فیلم، میتواند راهکار هوشمندانهای برای حفظ استمراریته قصه و مهیا کردن زمین برای اوندیوارس جنگ کانگ باشد، بدون نیاز به بازیگر اصلی.
۶. سایبر؛ رقیب فیزیکی و ذهنی برای ولورین
با توجه به اینکه کاساندرا نووا (شرور اصلی تاییدشده) قدرتهای تلپاتیک مهیب دارد، وجود یک دستان زورآزم که به جنگیدن در برابر نفوذ ذهنی تمرین کرده، ضروری به نظر میرسد. سایبر با چنگالهای آدامانتیومی، عامل شفایی قوی و مهارت در مقابله با تلپاتها، میتواند تهدیدی واقعی و فیزیولوژیک برای همزمان ددپول و ولورین باشد. صحنههای درگیری ذهنی او با مغز آشوبگر ددپول، پتانسیل کمدی و اکشن همزمان را دارد.
۵. تانوس؛ سایهی ابدی بر مارول
تانوس تنها یک شرور نیست؛ او نماد یک عصر است. اگرچه در اندیم از بین رفت، اما بازگشت یک نسخه مولتیورس یا فلیشبک از او در فیلمی که با سفر در زمان سر و کار دارد، ضربهی نالژیک قدرتمندی خواهد بود. ددپول میتواند در مواجهه با تیتان خفیف، دیالوگهای بینظیری درباره انگشتر بینهایت یا پارادوکس پرش از زمان بسازد که هم مخاطب عام را خنداند و هم هاردها را راضی نگه دارد.
۴. ماگنیتو؛ دشمن دیرینه با دو چهره
رابطه لاگنشر و اریک لنشر فراتر از دشمنی ساده است؛ ترکیبی از احترام، نفرت و تاریخچه خونین. حضور دو نسخه از ماگنیتو (ایین ماکلن و مایکل فاسبندر) در یک صحنه، به واسطه مکانیزم مولتیورس، خدمه بزرگی به هواداران قدیمی فاکس خواهد بود. دیدن ولورین در حال چانهزنی با هر دو نسل از معلم مغناطیسی، میتواند اوج دراماتیسم فیلم را رقم بزند.
۳. آپوکالیپس؛ اولین متانت، هدف طنزهای ددپول
ان در فیلم ایکس-من آپوکالیپس نتوانست انتظارها را برآورده کند، اما در دنیای ددپول، این شکست خود موضوعهی عالی برای هک کردن است. ددپول میتواند به ظرافت از کاستیومهای بد، دیالوگهای کلیشهای و نقش اسکار آیزاک طنز کند. حتی یک کامیو کوتاه از او، به عنوان شرور کلاسیک که هیچکس از فیلمش یادش نمیآید، میتواند لحظهای وایرال بسازد.
۲. مستر سینیستر؛ معمار ژنتیک در انتظار صحنه
دههها است که نام نیتان ایسکس در صحنههای پس از تیتراژ (مانند ذا ولورین) شنیده میشود اما هرگز به طور کامل ظاهر نشده. با محبوبیت رو به رشد در انیمیشن ایکس-من ۹۷ و ساگههای کمیک اخیر (مانند گالا هلفایر)، زمان طلایی برای رونمایی سینمایی او فرا رسیده. یک شرور با زیباییشناسی گوتیک، هوس به ژنتیک متانت و لحن خندیده، میتواند بهترین شریک دیالوگ برای ددپول باشد.
۱. دندانخنجری؛ برادری که همیشه با خون تمام میشود
اگر یک شخصیت وجود دارد که تعریف دشمن جان ولورین را عملا محقق کرده، ویکتور کرید است. از تایلر مین تا لیو شرایبر، هر دو بازیگر وجوه متفاوتی از این وحش ارائه دادند. بازگشت شرایبر (که به نظر بسیاری بهترین اجرا را داشته) یا معرفی یک تازه، میتواند درگیری فیزیکی خالص و عاری از قوههای ماوراطبیعی را به فیلم بیاورد؛ نوعی اکشن که ولورین در اوج فرم نیاز دارد. گذشته مشترک در ایکس-من اوریجینز هم زمینهساز درگیریهای سهگانه با ددپول است.
نتیجهگیری؛ شطرنج چندجهانه مارول
فیلم ددپول و ولورین تنها یک سکوئل نیست، بلکه نقطه تعادلی است که مارول میتواند در آن گذشته فاکس، حال امسییو و آینده ساگههای چندجهانه را جا ببیند. انتخاب شرور (یا شرورهای) نهایی، نشاندهنده استراتژی بلندمدت استودیو خواهد بود. شما چه کسی را فکر میکنید سرنوشت این دو متانت را در دست خواهد گرفت؟ نظر خود را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید.